به نام خدا 

 

این اولین پست وبلاگ پسر عزیزمه برای همین می خوام خاص باشه!

نامه

نامه ای به علی عزیزم

سلام پسرم

الان که این نامه را برات می نویسم 33 سال سن دارم و تو این مدت  چیزهایی دیدم و تجربه ای کسب کردم که دوست دارم باهات در میون بگذارم...

علی جان من تو دنیا هیچ چیز گران بهاتر از عشق و محبت ندیدم! تو از همون وقتی که به دنیا آمدی با عشق خندیدی و زندگی کردی. امیدوارم الان که این نامه را می خونی هنوز هم همون خصلت خوب کودکیت را داشته باشی... پسرم حتی اگه هیچی برای دادن به دیگری نداشته باشی یک لبخند گرم می تونه قلب هر کسی را به دست بیاره! پایه دوستی که با محبت و لبخند بنا بشه خیلی مستحکم تر از رابطه ای که بنا بر ثروت و قدرت بنا شده باشه! چون قدرت، ثروت و زیبایی از دست رفتنیه ولی محبت تا ابد جاودانه!

پسرم هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی اعتماد به نفست را از دست نده! همیشه این را سرلوحه خودت قرار بده که روح آدمی بی انتهاست پس قدرت انجام هر کاری را داره و این روح بی انتها با قدرت نامحدود آدمی است که کاری را انجام میده نه جسم محدودش با قید و بندهای خاکی!

عزیزم هیچ وقت از شکست نترس! شکست مقدمه ساختنه! هیچ وقت به خاطر ترس از شکست عقب نشینی نکن! چون اون ترسه که وحشتناکه نه شکست! وقتی شکست را خوردی می بینی اون قدرها هم بد نبوده که تو ازش می ترسیدی! می بینی باز خورشید طلوع می کنه و دنیا به آخر نرسیده!

پسرم هیچ وقت نگذار مشکلی تو را از پا دربیاره و هیچ وقت غصه فردا را نخور! چون اگه از چیزی بترسی که در آینده اتفاق بیوفته ممکنه اتفاق نیوفته و تو الکی لحظه حالت را به خاطرش از دست دادی و اگه افتاد همون موقع غصه اش را بخور و فکری براش بکن!

علی جان هیچ وقت آرامشت را به خاطر هیچ چیزی از دست نده! آرامش به دست آوردنی نیست! آرامش ساختنیه و هیچ کس نمی تونه اونو برات بسازه غیر از خودت! این خودت هستی که می تونی به افکار مزاحم و حسد و نفرت اجازه حضور در قلبت را بدی و یا مقتدرانه از فکر و ذهنت بیرونش کنی! این را بدون حسد و نفرت نسبت به کسی هیچ کس را بیشتر از خودت مورد آزار قرار نمی ده و هیچ کس بیشتر از روح خودت آسیب نمی بینه! اگه کسی در حقت ظلمی کرد قلب خودت را با نفرت اون سیاه و فکرت را فرسوده نکن خیلی ساده اونو از قلب و ذهنت پاک کن!

پسرم دوستی بهترین سرمایه دنیاست ولی هیچ چیز جای محبت پدر و مادر را نمی گیره! هیچ عشقی بیشتر از عشق پدر و مادر بی ریا و خیرخواهانه تر نیست! پس سعی کن بالاتر از هر نصیحت و پیشنهادی به نصیحت و پیشنهاد مادر و پدرت فکر کنی!

پسرکم هیچ وقت از گفتن جمله دوستت دارم به کسایی که دوستشون داری ابا نداشته باش و هیچ لحظه ای را برای نشون دادن محبتی که بهشون داری از دست نده شاید فردایی برای نشون دادن احساست وجود نداشته باشه پس هیچ وقت کاری نکن که افسوس لحظه ها و روزهای از دست رفته را بخوری!

گلم قبل از انجام هر کاری به آخرش خوب فکر کن! ببین آیا لذت و تفریح و خوشی یک لحظه یا یک روز به ناراحتی و عذاب و افسوس یک عمر می ارزه؟!

هیچ وقت به خاطر انتقام از کسی خودت و شخصیتت را پایین نیار چون انتقام مخصوص روح های بی ارزش و پایین مرتبه است!

بگذار دیگران به خاطر مناعت طبع و بزرگی و بخشندگیت به تو احترام بگذارند! هیچ وقت کاری نکن که از شخصیت و ارزشت نزد دیگران کاسته بشه! کاری کن که این قدر بزرگ و با شخصیت باشی که دیگران جرات کوچک کردن و توهین به تو را نداشته باشند!

بخشندگی بزرگ ترین صفت انسانیه! هیچ چیز مثل محبت و بخشندگی دیگران را صادقانه جذب نمی کنه! اگه پولی نداری که به دیگری ببخشی در لحظات سختی کنارش باش و باهاش همدردی کن! گوش دادن به دیگری ارزان ترین و در عین حال بزرگ ترین بخشندگیه!

هیچ وقت از عذرخواهی کردن نترس! بهانه آوردن دل شکسته کسی را ترمیم نمی کنه! این که نشون بدی از گناهی که در حقش کردی پشیمونی به مرور زخم دل را التیام می بخشه!

عزیزم خداوند بزرگ اون قدر بخشنده است که از گناهانی که مربوط به ذات مقدسش میشه می گذره ولی هیچ قدرتی توانای بخشش گناهی که مربوط به دیگری است را نداره! پسرم دل هیچ کس را نشکن و هیچ حقی را زایل نکن چون خداوند متعال از حق خودش می گذره ولی از حق دیگری نه! هیچ ثروت و هیچ موقعیتی ارزش شکستن دل دیگری را نداره!

پسرم هیچ چیز جای جوانی و لحظه های رفته را نمی گیره سعی کن الانت را به خاطر بعدهای نامعلوم از دست ندی! از تک تک لحظات زندگیت از ته دل لذت ببر!

عزیزم سلامت و شادابی ثروتی عظیمه چیزی که با هیچ ثروت خاکی نمیشه به دستش آورد با آرامش و ورزش همیشه سلامتی و شادابیتو حفظ کن و هرگز و هرگز چیزی را جایگزین تغذیه سالم نکن!

علی جان همیشه قدرشناس محبت هایی باش که در حقت کردند چون بی‌تفاوتی و قدرنشناسی تکرار اون محبت را سخت می‌کنه! یک تشکر ساده خستگی کاری که برای تو انجام شده را از تن به در می‌کنه!

عاشقت ـ مامانت

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 مهر 1389    | توسط: مامان علی    | طبقه بندی: مامان نوشت،     | نظرات()